یونا الان دستاشو به دیوار میگیره و می ایسته خیلی زود خسته میشه و جیغ میکشه گاهی می افته ولی خیلی تلاش میکنه که بایسته . بغلش که میکنه به هر چی میرسیم چنگ میزنه و میخواد بر داره هرچی دستشو با دستم میگیره از اون دستش استفاده میکنه گاهی سرش پشته و به عقب کار داره امروز دوبار دستش رفت تو سوپش چقدر خرابکاری کردن بچه ها . خیلی دوست داشتنیه همه مردم عاشق ش میشن تو خیابان برا یونا می ایستن و باعاش حرف میزنن
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1402 ساعت: 19:20
دانیال رو میبرم ژیمناستیک سخته ولی میبرم. مهد کودک هم میخوام ببرم دوسش دارم همه چیز خوبه . یونا امروز برا اولین بار نشست سینه خیز میره ی وری ام میده چیزی که میخواد بهش نرسه جیغ میزنه دیروز منیژه و آقا رضا گفتن شبیه بابام شده حاج آقا . طرز نشستن . اگه اینطور باشه من برای یونام میمیرم
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1402 ساعت: 11:42
ی چیزایی میگه که کله ام سوت میکشه مثل خر تو گل گیر کردم .
اینکه داشت برای قاسم طرز تهیه درست کردن عرق رو توضیح میداد یا اینکه گفت من همین الانش هم تو خونه دارم این همه کمد و انباری تو این خونه است .
یا اینکه گفت من نخوردم تو به من شک داشتی منم گفتم اینکه فکر میکنه من می خورم پس چرا نخورم این که به من شک داره.
یا اینکه من هر موقع که پیش میاد میخورم منم فحش میدادم میگفتم بی شرفا .
ملی و زندگی ...ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1402 ساعت: 18:19
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 13:04
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 13:04
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 13:04